خرید بک لینک
روزها داره میگذره... خداروشکر که خوب در حال گذره..... کنارمه ...و خدا رو شکر میکنم به خاطر حضورش... بخاطر نگاهای نازنینش که نصیبم میشه... به خاطر صدای گرمش.... شخصیت عجیبی داره ... مهربونه ولی گاهی سع

برچسب: نویسنده: نگار رستمی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 17:20

کاش زودتر تموم بشه امروز....

حال دلم خوب نیست...

ضربان قلبم خوب نیست.....

فقط زودتر بگذره ساعتهای از الان به بعدش...

.......

.....

برچسب: نویسنده: نگار رستمی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 17:20

تصمیم رو گرفتم.... برم...برم تا زمانی که بخواد باشم....شاید هیچ وقت....این رو هم با خودم فکر کردم....رفتن آخرین راهه....اینطوری حداقل خاطرات شیرین باهاش برام می مونه....یه عالمه خاطره ی شیرین و دوست

برچسب: نویسنده: نگار رستمی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 17:20

وقتی میام اینجا بنویسم دست و دلم می لرزه....

می ترسم دلخوریام سر باز کنه....

نکنه یه وقت ناراحتش کنم با حرفام....

نکنه خوشش نیاد............

اصلاً می خونه؟؟؟

112 ساعت از دیدنش میگذره...

این یعنی دلتنگی...

112 ساعت از شنیدن صداش میگذره....

این یعنی مردن...

وسط اینهمه استوری هام که بوی دلتنگی میداد یه استوری گذاشت ....

خیلی شیک تمومش کرد....

خیلی شیک....

منم قبول کردم.....

می مونم پای حرفم....

برچسب: نویسنده: نگار رستمی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 17:20

عجب روزگاریه....عجیبه ...حوصله ندارم....سعی میکنم خوب باشم...اما فقط سعی میکنم....یه سعی بی فایده....دوستش دارم بیشتر از جونم...می ترسم نگاهش کنم...دلم براش تنگ شده به وسعت همه ی دنیا....می ترسم نگاهش

برچسب: نویسنده: نگار رستمی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 17:20

صفحه بندی